سرخط خبرها
خانه / گفتگو / تصفیه توده ای ها از تلویزیون

تصفیه توده ای ها از تلویزیون

مجله نسیم بیداری:

محمد هاشمی از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۳ ریاست سازمان صدا و سیمات را برعهده داشت و سپس مدتی در وزارت امور خارجه ایران فعالیت کرد. سی ماه بیشتر از پیروزی انقلاب نگذشته بود که به عنوان هشتمین رئیس سازمان صدا و سیما انتخاب شدم. اولین رئیس سازمان صدا و سیما، صادق قطب زاده بود. بعد از برکناری وی در اوایل انقلاب، شش رئیس انتخاب شدند که هر یک چند ماهی بر جام جم مدیریت کردند و بیش از این دوام نیاوردند.

وضعیت سازمان در آن زمان به گونه ای بود که همه تفکرات و جریان های سیاسی حضور داشتند و هر یک تلاش داشتند تا سازمان را به سیطره خود درآورند. در این شرایط راست و چپ و مجاهدین خلق و چریک ها و حزب توده همه آزادانه فعالیت سیاسی می کردند و حتی در نقاط حساس مسئولیت داشتند.

این افراد رضایت چندانی از انتصاب من به عنوان رئیس سازمان نداشتند و آن را آزادانه مطرح می کردند، به خصوص اینکه انتظار نداشتند من به عنوان رئیس انتخاب شوم و از این انتخاب شوکه شده بودند. شبی که من به عنوان رئیس سازمان منصوب شدم، قرار بود که اینخبر در اخبار ساعت هشت و نیم پخش شود. هنگام اعلام اخبار، ناگهان برق تلویزیون قطع شد. آن زمان من منزل بودم و چون شرایط جنگی حاکم بود این مسئله طبیعی به نظر می رسید اما انتظار برای وصل برق طولانی شد. همان زمان حاج احمد آقای خمینی با من تماس گرفتند و علت را جویا شدند، من نیز ابراز بی اطلاعی کردم و گفتم همین الان به سازمان می روم تا ببینم که چه اتفاقی افتاده است.

وقتی صدا و سیما رسیدم وضعیت بسیار آشفته بود. به هم ریختگی کادر فنی کاملا مشخص بود، چون نمی دانستند که باید چه کار کنند تا برق وصل شود و بار دیگر برنامه روی آنتن برود. همان زمان من از نگهبان ساختمان پرسیدم که از چه زمانی در سازمان مشغول به کار شده است؟ نگهبان پاسخ داد که از قبل انقلاب در سازمان استخدام شده است. من دوباره از نگهبان پرسیدم که مدیر پخش قبلی چه کسی بوده است؟ نگهبان پاسخ داد که مهندس محمد امجدی. زمانی که پرسیدم الان کجاست؟ نگهبان گفت: ایشان جزء نیروهای پاکسازی شده است، در حالی که اهل نماز و روزه بوده و بسیار متدین می باشد. از نگهبان پرسیدم که خانه اش را بلدی؟ نگهبان پاسخ مثبت داد.

من و نگهبان با ماشین به در خانه وی که در خیابان آفریقا بود، رفتیم. زمانی که در را زدم، خودش در را باز کرد و از دیدن من شوکه شد. به هر حال یک مهندس پاکسازی شده دیده بود که من به عنوان رئیس جدید شخصا به سراغش رفتم. به او گفتم که برنامه قطع شده و من از تو می خواهم که برای حل مشکل به سازمان بیایی.

در مسیر با او حرف زدم و متوجه شدم که اهل خراسان است و خانواده متدینی دارد. وی در پاسخ به این سوال که چرا تو پاکسازی شده ای؟ گفت: هیات پاکسازی من را به جرم کار کردن در صدا و سیما تصفیه کرد. زمانی که به پخش رسیدیم وی بعد از ۲ دقیقه توانست برنامه را دوباره روی آنتن ببرد. وی گفت علت قطع برنامه دستکاری میز بود و اگر می سوخت ۱۰ میلیون تومان هزینه خرید آن می شد.

آن شب تا آخر اخبار در سازمان بودم و وی را به در خانه اش رساندم و به وی گفتم که فردا به دفتر من بیاید. فردا صبح پرونده وی را مورد بررسی قرار دادم و خواستم ببینم که چرا پاکسازی شده اما دلیلی ذکر نشده بود. من همان روزنامه ای نوشته و حکم اخراج وی را لغو کردم و وی را مدیر فنی پخش کردم. در طول سال هایی که من در سازمان مسئولیت داشتم، وی نیز از مدیران من محسوب می شد تا اینکه به نظرم در دوره آقای لاریجانی بازنشسته شد.

این اقدام من خیلی سروصدا کرد، چون همه متوجه شدند که این دوره شبیه دوره های قبل نیست و با افراد برخورد سطحی نشده و به نیروهای متخصص و تحصیلکرده بها داده می شود و در صورت بروز اشتباه به سرعت آن را جبران می کند.

فردا صبح روز بعد من وارد دفتر کارم شدم. به محض ورود متوجه شدم که ۱۵ متر اطلاعیه با عرض یک و نیم متر به دیوار ورودی چسبانده اند. همه گروه ها اطلاعیه داده بودند، من خواستم همه را برای من بیاورند تا من آنها را مطالعه کنم. من به محض مطالعه متوجه شدم که یکی از گروه های فعال حزب توده است که به صورت سازمان یافته فعالیت می کرد.

همان زمان تصمیم گرفته شد که این افراد شناسایی شوند. در همین زمان مشخص شد که این افراد یک گروه ۵۲ نفره را درست کردند که چندین گروه چهار نفره را در درون خود تشکیل دادندو هر فرد یکی از این گروه ها را مدیریت می کرد.

در مطالعات اولیه مشخص شد که این افراد در تمام جاهای حساس تلویزیون نفوذ کردند. این نگرانی قوت گرفت که مبادا اتفاق آن شب بار دیگر تکرار شود یا اینکه این افراد زمینه کودتا را فراهم کنند یا با یک فرمان، کنترل آنتن را در اختیار بگیرند.

این موضوع آنچنان از اهمیت برخوردار بود که من خدمت امام رسیدم. امام بر این باور بود که ما نباید با این افراد که از نظر اعتقادی در برابر جمهوری اسلامی ایران ایستاده اند، مدارا کنیم. ایشان نظرشان این بود که این افراد می بایست از جاهای حساس کنار گذاشته شوند.

به هر حال اقداماتی در این راستا انجام شد که موجب شد این شبکه از حیز انتفاع بیفتد. این اقدام خطر بزرگی که متوجه صدا و سیما بود را خنثی کرد. در اولین اقدام، سازمان ۵۲ نفر عضو حزب توده را جابجا کرد تا ارتباطشان با هم قطع و شبکه آنها متلاشی شود.

البته در آن سال ها شبکه های وابسته زیادی به بیگانگان کشف و خنثی شد، همچنان که ناخدا افضلی در نیروهای دریایی به خیانت محکوم و اعدام شد و به دنبال آن ۵۲ نفر نیز در صدا و سیما شناسایی شدند. اقدامات صورت گرفته جلوی یک کودتای بزرگ را گرفت، همچنان که در آن مقطع زمانی ۱۸ کودتا علیه انقلاب رخ داد که یکی از آنها کودتای نوژه بود که در نهایت کشف و خنیث شد. هوشیاری به موقع، کشور را از یک بحران بزرگ عبور داد. به هر حال دشمنان از هر فرصتی برای نفوذ بهره می گرفتند تا این نهال نوپا امکان رشد پیدا نکند.

درباره ی admin2

همچنین ببینید

در سکوت روزگار گذراند

آشنایی من با مرحوم ابراهیم یزدی به سال ۱۳۴۸ باز می‌گردد. در آن سال برای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *