خانه / اخبار / ازجام جم تا کیهان راهی نیست

ازجام جم تا کیهان راهی نیست

گفت و گوی اختصاصی با محمد هاشمی رفسنجانی
مریم سادات گوشه
– به زعم بسیاری از کارشناسان و منتقدان صدا و سیما در دوره مدیریت شما در سالهای ۶۰ تا آخر ۷۲ طولانی ترین دورانی را سپری کردید که می توانستید برنامه هایتان را اجرایی کنید. تدابیر و استراتژیهای مدیریتی شما در آن دوره چه بود؟
– من بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هشتمین مدیرعامل بودم. یعنی سال ۶۰که به آنجا رفتم سی ماه از انقلاب می گذشت و در این مدت هفت مدیرعامل عوض شد. آقای قطب زاده اولین مدیر بود که نه ماه آنجا بود و بقیه سه تا چهار ماه.علتش این بود که بعد ازانقلاب خواسته های متفاوتی وجود داشت و سازمان صدا و سیما هم مورد توجه مسوولان و هم مردم بود.چون در آن زمان امکانات اطلاع رسانی در فضای مجازی یا حتی رسانه های مختلف وجود نداشت و رسانه دیگری نداشتیم که مردم به طرف آن بروند.بنابراین شرایط زمانی هم تأثیرگذاربود و چون در مدیریت صدا و سیما قبل از من ثباتی وجود نداشت درون سازمان بسیار حرج و مرج بود. دو سه تا شورا تشکیل شده بود. شورای امور اداری ، انجمن اسلامی و یک شورای مهندسان و متخصصان و این شوراها برای خودشان بخشی از سازمان را به عهده داشتند و در همین شوراها هم اختلاف بسیار بود و همدیگر را تضعیف می کردند بنابر این وضع سازمان بسیار نابسامان بود. من بنا نداشتم به صدا وسیما بروم .معاون رئیس جمهورومعاون نخست وزیر وقت یعنی شهید رجایی بودم و سرپرست وزارت امور خارجه. در سال ۶۰ عصر یک پنجشنبه اعضای شش نفره شورای سرپرستی به دفترم آمدند و از من دعوت کردند که مدیر عاملی سازمان را بپذیرم. من هم در پاسخ گفتم باید از امام کسب اجازه کنم.حدود ساعت شش غروب از دفترم رفتند وهشت و نیم شب از تلویزیون حکم من را اعلام کردند.
– با امام خمینی در این خصوص صحبت کرده بودید که حکمتان را اعلام کردند؟
– نه من تازه زنگ زده بودم دفتر ایشان. آنها حکم مرا زودتراعلام کردند. صبح شنبه به دفتر امام رفتم و موضوع را با ایشان مطرح و کسب اجازه کردم. امام فرمودند: حکم داده‌اند و بسیار خوب و مبارک است. ایشان چند توصیه فرمودند.گفتند صدا و سیما دانشگاه عمومی سراسری است. چون دانشگاه است پس باید برنامه‌هایش آموزنده باشد وچون عمومی است باید برای همه مخاطبان خودش برنامه مناسب داشته باشد و سراسری است باید درهمه کشور پوشش داشته باشد و همه مردم امکان استفاده داشته باشند و چون اکنون این رسانه متعلق به جمهوری اسلامی است و درهر جا که صدای آن شنیده می شود باید ارزشهای اسلامی را تبیین کند و هدایتگر باشد. توصیه های امام به این معنا بود که صدا و سیما بدآموزی نداشته باشد و جناحی و گروهی نباشد و متعلق به عموم مردم باشد. ایشان تعبیرشان از تلویزون جعبه بود. به من گفتند شما آنطرف جعبه هستید. کاری کنید که آن سوی جعبه هم مردم بنشینند. یعنی برنامه تان برای مردم جذابیت داشته باشد.
بعد از دیدارم مستقیما به سازمان رفتم. وقتی وارد راهروی ورودی ساختمان مدیریت شدم دیدم روی یک دیواربزرگ اطلاعیه های مختلف چسبانده اند که همه مربوط به افراد و احزاب سیاسی بیرون از سازمان بود. هیچ جایی نبود که اطلاعیه اش آنجا نباشد و این نشان می داد که مردم آن زمان چه اهمیتی به صدا و سیما می دادند. بنابر این با این وضعیت اداره آنجا خیلی مشکل بود.مطالعات سیاسی و مدیریتی و اقتصادی و حتی حوزوی داشتم اما تجربه و تحصیلات مرتبط با رسانه نداشتم. می بایست اول رسانه را می شناختم و بعد تصمیم می گرفتم. یک ماه کارم این بود که هر روز با دو الی سه مدیر در بخش های مختلف صحبت می کردم و نقاط ضعف و مثبت عملکرد مدیران سازمان را ارزیابی می کردم و در این یک ماه تنها حکمی که دادم مربوط به یک حادثه بود.همان شب اولی که حکمم از تلویزیون خوانده شد یکدفعه کل برنامه های تلویزیون قطع شد.سید احمد آقای خمینی با من تماس گرفتند که چه اتفاقی افتاده و من همان شب آن را بررسی کردم. کسی مرا نمی شناخت داخل ساختمان پخش رفتم. همه گیج بودند. ازتکنسین پخش پرسیدم چه شده؟ و چون مرا نمی شناخت برخورد نامناسبی کرد. از مستخدمی پرسیدم مدیرفنی پخش که بوده؟گفت مهندس امجدی که پاکسازی شده است. با هم رفتیم منزل ایشان و او را به سازمان بردم تا مشکل را حل کند.اوهم برنامه را به روی آنتن برد.
یعنی تا آن لحظه آنتن قطع بوده؟
بله تا نزدیک یک ساعت قطع بود.
چرا؟
خرابکاری بود.عده ای با ما مخالف بودند. مثلا خیر مقدم به من گفتند تا حواسم جمع باشد.به مهندس امجدی گفتم صبح فردا به دفترم بیاید.علت پاکسازی اش را جویا شدم. دیدم ایشان جزو معدود مهندسین متدین کاردان ومتخصص در زمان شاه بوده است.همان جا نامه نوشتم و ایشان را درآن شرایط اول انقلاب و دوره جنگ که هرکسی که منصوب به زمان شاه بود بیرون می کردند، به سمت مدیر پخش منصوب کردم. همین باعث شد مثل بمبی صدا کند.
انجمن اسلامی و شورای مدیران بعد از این ماجرا به دنبال مراسمی برای معارفه من بودند اما گفتم نمی خواهم هیچ کس متصدی من باشد. از طریق دفترم به همه اطلاع دادم تا روی زمین چمن مقابل دفترم جمع شوند.چند نکته گفتم که مدیریت در این سازمان مثل آب رونده هست و ما رفتنی هستیم و شما ماندنی خودتان را به خاطر ما خراب نکنید واختلافها را برطرف کنید.دوم اینکه من معاون سیاسی نخست وزیر بودم و سرپرست وزارت خارجه پس برای اینکه صدا و سیما را نردبان پیشرفت خود کنم اینجا نیامده ام.
نکته سوم اینکه من به مدیرم اختیارمی‌دهم اما این به این معنا نیست که از خودم سلب مسوولیت کنم. تئوری مدیریت من با همراه دیگران بود نه بر مبنای مدیریت فردی.
بر اساس توصیه های امام ویژگیهای برنامه را طوری تبیین کردم تا برای مخاطب هم جذاب و هم آموزنده باشد. در تولید ۱۵ یا ۱۴ تا چه تعریف کردیم. مثلا چه چیز برای چه مخاطبی چه مقدار چه زمان و….
آن زمان ۱۵ تا ۱۶ گروه برنامه سازداشتیم. گروه اقتصاد، سیاسی، فرهنگی و… آمدیم آنتن شبکه یک ودو را بین این گروهها تقسیم کردیم. گفتیم مثلا سهم گروه اقتصاد یک ساعت در هفته است و بقیه همین طور.
از همان مدیران و ظرفیتهایی که در سازمان بود استفاده کردید یا مثل مدیران کنونی مدیرانتان را از بیرون وارد سازمان کردید؟
من بجز راننده و منشی دفترم در نخست وزیری هیچ کسی را با خودم وارد سازمان نکردم. این دو نفر هم خودشان خواستند که با من بیایند.راننده ام مرحوم دلجو بود و منشی هم آقای مسجدی.
گفتید در بدو ورودتان اوضاع سازمان خیلی به هم ریخته بود. با چه چالشهایی در این دوره روبرو بودید؟
مشکلات داخلی و بیرونی خیلی زیاد بود. از طرف هر قوه مجریه،مقننه و قضاییه دو نماینده به سازمان فرستاده بودند و یک شورای سرپرستی شش نفره تشکیل داده بودند.آنها یک نفر را به عنوان مدیرعامل انتخاب می‌کردند و سیاستگذاری ونظارت به عهده شورا واجرا به عهده مدیرعامل بود.دراین زمینه اختلاف نظربسیاربود. شورا می خواست در امور اجرایی دخالت کند و من هم مدیری نبودم که بپذیرم آنها در امور داخلی دخالت کنند. بعد از شش ماه با من بد شدند. به سریالهایی که می ساختیم ایراد می گرفتند. مثلا سریال «اشک تمساح »که پخش می شد. داستانش این بود که یک خانواده طاغوتی که از ایران نرفته بود و زندگی مخفیانه اینها را نشان می داد. خب فضا مثل حالا نبود خاص و متشنج بود. این سریال ۱۵ قسمت داشت. مردم هم نسبت به آن معترض بودند. حتی در نماز جمعه طوماری دادند که ۱۵ هزار امضا داشت. عنوان بالای طومار این بود که اشک تمساح اشک مومنین را درآورد و خواهان جلوگیری از پخش سریال بودند.
چرا؟ مگر سریال چه مشکلی داشت؟
مثلا بازیگر زن سریال سرش در خانه برهنه بود و در محیط بیرون حجاب داشت. به قسمت نهم که رسیدیم شورای سرپرستی ۴ قسمت را یک قسمت کردند و اعلام کردند که ما به خواست مومنین و مردم این سریال را قطع می کنیم.عصر دوشنبه که قرار بود سریال پخش شود از دفتر امام با من تماس گرفتند و گفتند امشب شب آخرسریال است ومن گفتم نه چهار قسمت دیگر مانده است. گفتند اما شنیدیم قسمت آخر است. وقتی از مدیر پخش جویا شدم گفتند قسمت آخراست.
– بدون اینکه شما را در جریان قرار دهند؟
بله .خدمت امام رفتم و ایشان گفتند نه این سریال ادامه دارد در خصوص مسائل هنری و سیاسی خودتان می دانید اما در خصوص مسایل شرعی این جمله را بنویسید که از خبرگانی سوال شد و گفتند در پخش سریال اشکال شرعی وجود ندارد اما ممکن است در تولید سریال خلاف شرع واقع شده باشد.من اطلاعیه‌ای را به عنوان مدیرعامل سازمان نوشتم و به مدیر پخش دادم و این جمله را بدون اینکه بگویم از امام است نوشتم از خبرگان و آن را پخش کردیم. فردای آن روز شورای سرپرستی مرا محاکمه کرد که این اطلاعیه چه بود؟ خبره شما چه کسی است؟ نکند از آمریکا خبره با خودت آورده ای؟ خیلی برخورد تندی با من کردند و من هم سکوت کردم.گفتند یا خبره ات را معرفی کن یا عزلت می کنیم. گفتم خبره من امام است. اینها گفتند غیرممکن است وچون به خبره من توهین کردند خیلی ناراحت شدند و در فکرعزل من افتادند. یک روز پنجشنبه که سازمان تعطیل بود به آنجا رفتم تا کارهای عقب افتاده ام را انجام دهم.آنها هم آنجا آمده بودند و جلسه داشتند. ساعت شش عصر اطلاعیه‌ای به دراتاق من زده بودند مبنی برعزل من .
– این اتفاق در چه سالی بود؟
– من تیرماه سال ۶۰ به سازمان رفتم این اتفاق مرداد سال ۶۲ افتاد. اول دکتر حسن روحانی را تعیین کردند که ایشان قبول نکرده بودند و بعد جواد لاریجانی را جای من گذاشتند. من هم که فقط یک جانماز کشوی میزم داشتم ساعت هشت و نه شب خانه رفتم. احمد آقا شب به من زنگ زد و خبرعزل مرا جویا شد و من صحت آن را اعلام کردم. گفتند حکم دادند؟ گفتم بله. خواستند که حکم را برایشان بفرستم و فرستادم.همان شب هم خبرش را از طریق تلویزیون پخش کردند؛که به دنبال استعفای آقای محمد هاشمی ،جواد لاریجانی به عنوان سرپرست به سازمان می آید. امام هم به سران قوا زنگ زدند که یا اعضای شورا باید استعفا دهند یا من آنها را عزل می کنم. تا ساعت ده شب چهار نفرشان استعفا دادند اما آن دونفری که نماینده مجلس بودند،این کار را نکردند. چون برادرم که آن دوره رییس مجلس بودند زیر بار نرفته بودند که به این دونفر بگویند استعفا دهند.
– این دو نفر چه کسانی بودند؟
– یکی آقای حسن روحانی بودند و دیگری آقای زواره ای.
– چرا مرحوم برادرتان آیت الله هاشمی رفسنجانی زیر بار نرفتند؟
– اتفاقا امام صبح زود احمد آقا را فرستادند و از برادرم پرسیدند چرا این دونفر استعفا ندادند و ایشان گفته بودند چون من نمی توانم به خاطر برادرم این کاررا بکنم. امام هم در جواب فرموده بودند که برادر شما الان مظلوم واقع شده است. بعد از آن احمد آقا گفتند که دوباره به کارم بازگردم و من نیزگفتم باید شخص امام به من دستوردهند. صبح شنبه به دیدارامام رفتم و اخوی بنده هم آمد.امام خیلی ناراحت بودند. فرمودند این مقدمه یک کودتا در کشور است. اختلافات بین شورای سرپرستی و مدیرعامل به وجود آمده و من آقای محمد هاشمی را به عنوان نماینده خودم تعیین می کنم تا وقتیکه سران سه قوه و نخست وزیر حرف های طرفین را گوش کنند و تصمیم بگیرند. ایشان این حکم را به مرحوم توسلی دادند و در مجلس هم خوانده شد و به تمام قوا دادند.
پس از عزل شورا باز هم شورا تشکیل شد؟
بله اما با حضوراعضای جدید. مثلا آقای هاشمی از مجلس آمد و در حقیقت سطح شورا را بالاتر بردند.
با برادر مرحومتان هم مشورت می کردید ؟
نه .
اتاق فکرتان چه کسانی بودند؟
شوراهای مختلف در همان سازمان ؛مثل شورای فنی که اتاق فکرمن بودند. ولی اینکه برادرم یا از بزرگان نظام نه؛ ازهیچ کس مشورت نمی گرفتم. امام به من رهنمودهای بسیاری می دادند. امام هر مسأله‌ای که می دیدند فورا تذکر می‌دادند. البته مسوولین هم اگر گلایه یا تأییدی داشتند می گفتند اما اتاق فکر من درون سازمان بود.
پس انتصاب مدیران سازمان در هر دوره از سوی رهبری، جریانش از حکم امام خمینی (ره) به شما آغاز شد؟
بله. بعد از آن هم هر کس شورای سرپرستی شد من را انتخاب کردند. بعد که متمم قانون اساسی تصویب شد،عزل و نصب مدیر سازمان به عهده رهبر شد. ۵ سال هم من در زمان رهبری مدیر سازمان بودم.مجموعا ۱۳ سال با همین رویکردی که امام فرمودند صدا و سیما دانشگاه عمومی سراسری است، آنجا بودم.
الان فکر می کنید صدا و سیما با همین رویکرد مدیریت می‌شود؟
نه. اکنون خیلی فاصله دارد. هر چیزی زبان خودش را دارد. رادیو، موسیقی، شعر و سینما. تلویزیون زمانی می تواند موفق و مورد توجه مردم باشد که برنامه نمایشی داشته باشد. الان تلویزیون ما شبکه بسیار دارد اما با رادیو فرقی ندارد. یعنی از زبان تلویزیون استفاده نمی شود.
استراتژیهای صدا وسیما بعد از مدیریت شما تغییرات بسیاری کرد نظرتان را در این خصوص بفرمایید؟
ما آن زمان بر اساس فرمایش امام ازسه قوای نظام حمایت می کردیم اگر هم ایرادی بود به نحوی می گفتیم.ما در رادیو و تلویزیون برنامه های زیادی با مسوولین نظام داشتیم. مسوولین سوالات مردم را جواب می دادند. اینگونه نبود که جناحی و باندی عمل کنیم. سیاه نمایی و بزرگ نمایی هم نمی کردیم. واقع بینانه کار می کردیم. اگر هم می خواستیم اینگونه کارکنیم امام نمی گذاشتند. ولی الان صدا وسیما که تفاوت اساسی نسبت به گذشته دارد این است که تبدیل به یک رسانه جناحی شده و دیگر رسانه ملی نیست. روزنامه ایران مربوط به دولت است وقتی هر دولتی می آید عمدتا در جهت تبلیغ آن دولت است و اطلاع رسانی مربوط به این دولت است.
ما یک روزنامه داریم و به قول شما مربوط به دولت است اما انحصار در روزنامه نداریم یعنی همه مردم مجبور نیستند فقط روزنامه ایران بخوانند.در همین رسانه دولت، گزارشات انتقادی بسیاری هم به دولت و عملکرد دولت نوشته ایم. اصلا صدا و سیما با روزنامه ایران قابل قیاس نیست. ۲۰ شبکه دارد که همه یک صدا دارند.به نظرتان علت ریزش مخاطب صدا و سیما چیست؟
بله صدا و سیما کارش تضعیف دولت است.اگر کسی بخواهد عملکرد صدا و سیما را ارزیابی کند، بین صدا وسیما و روزنامه کیهان از نظر سیاسی فرقی نیست یعنی هر دو یک خط مشی را دنبال می کنند . یعنی همان استراتژی روزنامه جوان،وطن امروز یا کیهان. صدا و سیما هم همان است. یعنی تبدیل شده به یک رسانه جناحی که نمی تواند واقعیت را بگوید. وقتی مردم می بینند که اخبار رویکرد واقعی ندارد تلویزیون را خاموش می کنند یا جای دیگر را می بینند و این بزرگترین زیانی است که جامعه می بیند. اگررسانه ملی مورد احترام و رجوع مردم باشد خیلی از مشکلات را می توان حل کرد ولی وقتی نیست مردم به جاهای دیگر می روند. الان هم در کثرت رسانه های مجازی و گروهی مخاطب از دست دادن و فرار مخاطب به زیان نظام است.پارسال چهارهزارمیلیارد تومان بودجه صدا و سیما بود اما صرف چنین بودجه ای بازخورد نداشت و یا منفی بود.
– راه برون رفت از این بحران چیست؟
اینها دلشان خوش است که فقط به کمیت پرداخته اند. فکرمی کنند اگر کمیت زیاد باشد تأثیرگذار است. در حالیکه کمیت زیاد بدون کیفیت و بدون محتوا زیان آوراست. بنابر این باید برگردیم به همان زمان. ما درآن زمان کمبودها و مشکلات بسیارزیادی داشتیم اما در همان دوره ۱۵۶۰ قسمت سریال فاخر ساختیم.
– با چه میزان بودجه؟
با بودجه خیلی کم. وقتی من از سازمان رفتم مجلس دوبرابر بودجه ۱۳ سالی که من مدیر صدا وسیما بودم را در سال ۷۳ به صدا وسیما داد.
– چرا یکدفعه اینهمه بودجه به صدا وسیما تعلق گرفت؟
قبلا ارتباطات رادیو و تلویزیون از طریق مایکروویو بود. گستره ماکروویو خیلی محدود است. بنابر این چون ایران یک کشور کویری و کوهستانی است ما ماهواره گذاشتیم. این زیرساخت را سال ۶۴ به تلویزیون اضافه کردم. اما بعد ازمن اینها استراتژیشان بر توسعه شبکه ها بود که اینهمه بودجه گرفتند. البته شبکه سه را من خودم به وجود آوردم.
– شما با این توسعه شبکه ها موافقید؟
توسعه شبکه اگرمحتوا داشته باشد خوب است ولی اگر نداشته باشد تأثیرندارد. مسأله‌ای که در صدا و سیما اتفاق افتاد این بود که صرفا به کمیت توجه شد نه به کیفیت ونکته ای که با آن مواجه شدند که من هم همیشه با آن مخالف بودم این است که می گفتند ما چون همیشه با فضای مجازی وکانالهای بیگانه مواجه هستیم باید کاری کنیم که بتوانیم مخاطب را جذب کنیم بنابراین اگربرنامه‌هایمان ارزش های اسلامی را به آن معنا ندارد و بعضی بدآموزیها را دارد ما باید بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم. چون اگر این کار را نکنیم مردم جذب شبکه های دیگر می شوند. در حالیکه اینگونه نیست. من در آن دوران به آقای لاریجانی هم درجلسات حاشیه دولت در این باره بحث کردم که شما وظیفه تان این است که کار را درست انجام دهید چه کار دارید که شبکه های خارجی چه می کنند.امام می گفت صدا و سیما باید ارزشهای اسلامی را تبیین کند. پس باید هدایتگر باشد و بدآموزی نداشته باشد.
– بدآموزی یک طرف، تبلیغات و اسپانسرهایی هم که برای برنامه هایشان از بیرون می آورند از سویی دیگر کاری کرده که مردم حتی رغبتی برای نگاه کردن به برنامه ها نداشته باشند.
– مردم به تلویزیون مثل یک آگهی بازرگانی نگاه می کنند. یعنی این یک استراتژی و سیاست است. انتخاب مردم زیاد است و دیگر مجبور نیستند این شبکه ها را ببینند. این مسأله باعث شده صدا و سیماجایگاهش را در نظام اسلامی از دست دهد ودرمواردی برضد خودش عمل کند.بخشی از تهاجم فرهنگی توسط تلویزیون و صدا و سیما انجام می‌شود.
– آیا با انحصار ارائه خدمات تلویزیونی موافقید؟
– رقابت همیشه هم باعث بهبود وهم افزایش کیفیت است. اصولا انحصاردرهرجایی که باشد پاسخگویی و کیفیت وجود ندارد.بنابراین من با این انحصار اصلا موافق نیستم.
– موارد قانونی انحصار صدا و سیما را مجلس تصویب کرده است. سال ۶۸ قانون در مورد خیلی مسائل اصلاح شد به نظرتان نباید این قانون اصلاح می شد؟
متمم قانون اساسی به شدت به سمت انحصاری کردن صدا وسیما و در نتیجه عدم پاسخگویی آن تصویب شد. چون صدا وسیما زیر نظر رهبری رفت و معمولا مدیرانی که از طرف رهبری انتخاب می شوند زیاد به بیرون و دیگران پاسخگونیستند. در آن زمان بنابر اصل ۱۷۵ قانون اساسی نماینده سه قوه در صدا وسیما بودند و از آنها می شد سوال کرد اما اکنون در اصلاح قانون اساسی انحصار صدا و سیما بیشتر شد و پاسخگویی اش کمتر شد. اکنون رسانه ها به صدا وسیما اعتراض دارند اما کو گوش شنوا.
– اکنون صدا وسیما به خاطر اینکه از پس بودجه سنگین پرداخت حقوق کارکنانش بربیاید مجبور است کلا آنتن فروشی کند. به نظر شما درست است که مردم باید تاوان حقوق کارمندان صدا وسیما را بدهند؟
– زیانهای اجتماعی و اقتصادی و دینی این کار خیلی بالاست.بحث زیان اقتصادی اش یک چیز است و زیان های دیگرش بدتراست. متأسفانه اکنون هدف، فرهنگ جامعه است. ناهنجاریهای اجتماعی در ایران بیداد می کند.می شد با صدا وسیمای سالم تاحدودی جلوی اینها را گرفت. اما اکنون به طرف بی هویتی حرکت می کنیم.حالا که باید هدایت جامعه به دست صدا و سیما و رسانه های دیگر باشد دیگردر دست ما نیست و از جای دیگر هدایت می شود ما هم به قول آقای لاریجانی برای اینکه از قافله عقب نمانیم باید بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم.
– به عنوان یک سیاستمدار و مردی که ۱۳ سال تجربه مدیریتی در عرصه صدا وسیما داشته است برای برون رفت از این بحران چه پیشنهادی به مدیر صدا وسیما می دهید ؟
الان فکر نمی کنم که استراتژی صدا وسیما را رییس سازمان تعیین کند. یعنی استراتژی از جای دیگر تعیین می شود بنابر این به او چه توصیه ای می توانم داشته باشم.آنهایی هم که تعیین کننده استراتژی هستند راه درستی را انتخاب نکرده اند. یعنی با صدا و سیما خیلی بیشتر می شود اقتدارملی و فرهنگ ملی و اسلامی را در داخل جامعه برد و هویت ملی را بهتر جا انداخت. ما امروزمشکلات جدی در جامعه داریم. ولی فرهنگ به مراتب اوضاعش از اقتصاد بدتر است.من گاهی فکر می کنم ما مثل اسپانیای قبل از اسلام شویم. فساد جامعه را مضمحل کرده است.
این انقلاب ساده و آسان به دست نیامده برای این انقلاب خونها ریخته شده و خانواده ها فدا شده است کمی فکر کنیم که چگونه به دست ما رسیده است. امروز تکیه زدیم بر صندلیها و کرسیها کمی هم به فکر مردم باشیم وکمی هم فکر کنیم خدایی هم هست. تفاوت نظام جمهوری اسلامی با نظامهای دیگر این است که خدا هست و باید به خاطر عملکرد اعمال و رفتار ونیاتمان روزی به خداوند پاسخ دهیم.

درباره ی admin2

همچنین ببینید

مردم هنوز هم به احزاب اعتماد دارند

فراجناحی بودن و وام دار نبودن دولت به احزاب و جناح‌های مختلف از دیدگاه هایی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *